محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1355
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
كه با يكديگر خونى بودند مرتفع ساخته تاج و تخت سلطنت ايران را به ايشان تسليم و مخصوص نمود و چون به درستى بر فوايد اتّفاق و اتّحاد واقف شدند همان اشخاصى را كه پيش از اين به جهت صدمات آنها مبغوض داشتند به نوازش و الطاف خود اميدوار ساخته طرف اعتماد نمودند . خلاصه وقتى كه حضرت آقا محمّد خان از شيراز حركت كردند هفده نفر با ايشان بودند و با وجود ميل همراهان در اصفهان درنگ ننمودند فقط يكشب در طهران ماندند و از جانب حكومت طهران از ايشان پذيرائى خوبى شد ، پس از آن راه مازندران را پيش گرفته و در راه يك مبلغى از ماليات مازندران را كه به شيراز مىبردند تصاحب نموده در مازندران بسيارى از طوايف ايلات دور آن حضرت جمع شده رياست ايشان را اسباب نيكبختى خود دانستند اما فى الفور حضرت آقا محمّد خان از جانب طوايف قاجار بلكه از طرف خانوادهء خود اشكالات در جلو راه خويش ديدند يكى از برادران ايشان بر ضدّ آن حضرت برخاست ، مرتضى قلى خان از اخوان ايشان قشونى براى خود جمع كرده و خود را پادشاه ناميد و جنگ مختصرى فيما بين حضرت آقا محمّد خان و برادر در مدّت چهار سال در كار بود گاهى بخت اين را يار و زمانى طالع آن را مددكار - انتهى . ميستر مارخام انگليسى در كتاب تاريخ ايران كه تأليف نموده گويد : سلسلهء عليّهء قاجار يكى از طوايف ترك توران زمين مىباشند كه برخى از آنها به همراهى عساكر چنگيز خان به ايران آمده و در اين مملكت سكنى گرفتند . امير تيمور گوركان چون بر مملكت ايران استيلا يافت آنچه از اين طايفهء جليله را كه در اين مملكت ساكن بودند جلاى وطن داده به سوريّه فرستاد ( سوريّه عبارت از مملكت شام است سور كه اسم گلى است يا سورى كه گل سرخ است چون در شام زياد مىرويد اين مملكت را سوريّه ناميدهاند ) پس از مدّتى به استدعاى مقتداى اردبيلى « 1 » كه از اكابر اماميّه بوده امير تيمور اين طايفهء جليله را رخصت معاودت به ايران داد و اين طايفه يكى از طوايف سبعهء قزلباش بودند كه اتّفاق
--> ( 1 ) . مقصود از مقتداى اردبيلى مير سلطانعلى صفوى است كه از معارف بوده ( مؤلف ) .